مناظره دکتر لطف اله آجدانی و حجت الاسلام دکتر احمد رهدار

 

لطف اله آجدانی در پاسخ به مقوله غرب شناسی خواستار پرهیز نگاه بدبینانه و منفی صرف ، نسبت به غرب و مولفه های غربی شد و در ادامه در نقد مباحث مطروحه از سوی رهدار که در حوزه های مدرنیزاسیون و غرب شناسی بود خاطر نشان کرد: متاسفانه خودشیفتگی همواره سبب شده که ما غرب را اهریمنی و خود را اهورایی بپنداریم و این ضعف باعث می شود که شناخت صحیح و آگاهانه را نسبت به غرب با نوعی بدبینی و انزجار عوض کنیم که سرانجام آن عدم توازن بین بصیرت و شناخت ما نسبت به غرب با ارائه دلیل و مصداق مترادف با مفهوم غربی بوده است.
حجت الاسلام دکتر رهدار در تبیین ماهیت غرب ، غرب را در قالب پسارنسانس و حوزه تمدنی آن را مورد بازشناسی مفهومی قرار داد و با ذکر این نکته که لایه سوم در تمدن غرب مفهوم تکنولوژی است از آجدانی خواست در تبیین مفهوم و تمدن غرب از جزء به کل به تشریح ابعاد آن نپردازد ، وی سپس با نقد نظرات آجدانی پیرامون این مهم که اخیرا مدرنیته توسط فرامدرن ها نقد شده است به او خاطر نشان کرد که ایدئولوژی پست مدرن نه تنها منتقد مدرنیته نیست بلکه تفکری است در راستای تقویت تفکر مدرن با همان نگرش ها و دیدگاهها. رهدار در توضیح این مطلب افزود: تفکر اومانیسم و سکولاریسم که از جمله مولفه های مدرنیته می باشند از سوی پست مدرن ها بسط و توسعه داده شد و این دامنه در آراء و تفکر پست مدرنیستی تا آنجا پیش رفته است که می توان از آن به عنوان مفهوم پلورالیسم مدرن و اومانیسم مدرن نام برد. دکتر رهدار سپس واژه شناسی غرب را نیز از نظر آجدانی مورد نقد قرار داد و در ادامه افزود اندیشمندان غربی زیادی در باب شرق مطلب نوشته اند اما واژه مستشرق در باب همه آن پژوهشگران صدق نمی کند. و آن به این دلیل است که ، هر گونه شناخت از شرق به معنای عنوان مستشرق نیست . تنها آگاهی عمیق و ارائه نظریه از سوی اندیشمند غربی در باب شرق ، وی را برازنده ی وا‍‍‍ژه مستشرق تلقی می نماید ، خواستار پرهیز آجدانی از تبیین واژه شناسی یکسان در باب موضوعاتی همچون خداشناسی ، شرق شناسی ، غرب شناسی و سپس بکار گیری مفهوم یکسان و یکنواخت در ارزیابی محتوا در این حوزه ها گردید.
دکتر رهدار در ادامه با ذکر این مطلب که پایان طلیعه تاریخ ایدئولوژیها زمانی بود که غرب توانست قطار شتابان حرکت شرق به سوی پیشرفت را متوقف کند ذکر این نکته را قابل تامل دانست که با ارائه این رویکرد از سوی غرب ، هیچکدام از متفکران و شرق شناسان غربی ، نتوانسته اند به نگارش و تدوین رساله عملیه مبادرت ورزند واین مهم را بدین سبب دانست که دورن فقه اسلامی کدها و رمزهایی نهفته که مانع از ورود بیگانگان و غربی ها به آن می شود.
دکتر آجدانی در ابتدا با اشاره به ذکر این مطلب که برخی از اقدامات و گفتمان های صورت پذیرفته در باب غرب که از سوی عده ایی از علما و غیر علما صورت پذیرفته را تایید می نماییم به ارائه طرح جدیدی درعرصه جهان بینی و حوزه نظری پرداخت. ایشان که با نگاهی رئالیستی به شرح مفهوم غرب پرداخت ، تبیین و شناسایی واقعی و به لحاظ زمانی حال غرب را با فواید و پیامدهایش خواستار شد و در ادامه انتظار خود را از نخبگان فکری جامعه این چنین بر شمرد که با شیوه ای مستدل در پذیرش و نفی مفاهیم و موضوعات مبادرت ورزند.
ایشان با نقد این مطلب که در جامعه ای به مانند ایران اسلامی که داعیه ی اسلامیت دارد در ادامه افزود ،متاسفانه نخبگان فکری در تولید علم بین آحاد مردم جامعه موفق نبوده اند: این مطلب را نیز اشاره نمود که بعضا نخبگان فکری جامعه بیشتر درباره مردم حرف می زنند تا اینکه با مردم و در کنار مردم باشند. جامعه ای به مانند جامعه ما که یک جامعه دینی است چقدر در باب بزرگان دین مطلب می داند؟! به عنوان نمونه جامعه دینی ما چقدر شناخت درباره قیام عاشورا و زندگی امامان معصوم و شالوده مذهب خویش دارند پس با نگاهی دقیق و تامل برانگیز می بینیم که متاسفانه در دام خود شیفتگی خودمان فرو رفته ایم و در حالی که با یک نوع نگاه بد بینانه ، غرب را رصد می کنیم به تبیین و بررسی آن به همین شیوه و در قالب تولید علم و دانش به جامعه اهتمام می ورزیم. پاسخ من آن است که چرا در مواجهه با غرب می ترسیم ، اگر فرهنگ و دین و تمدن ما از آنچنان استحکامی برخوردار است که در مواجهه با قوم وحشی مغول توانست گوهر پروری کند و قبیله ای خشن و بی رحم را تسلیم اسلام کند پس چرا در باب غرب نمی تواند یا نمی خواهیم که بتواند با همه درون مایه ای که دارد ارزش ها و استعدادهای خود را در مواجهه با آن بروز دهد. اکتشافات علمی و پیشرفت توسعه و تکنولوژی که از موهبت تولید فکر و اندیشه در غرب است این نتیجه را به ما می دهد که ما نباید با همه غرب این چنین بدبین باشیم. ما از عصر صفویه تا به حال خود را بی نیاز از هرگونه شناخت نسبت به پیرامون دیده ایم ! و هموراه فرضیه توهم و توطئه مانع از شناخت صحیح و واقعی ما نسبت به غرب گردیده است. فرهنگ و تمدن غرب دستاوردهای مثبتی دارد. امیدوارم در جامعه دینی ما، فضایی از جنس گفتمان آزاد پیرامون تحلیل و بررسی مبانی غرب به شیوه واقع بینانه فراهم شود تا بتوانیم ما نیز در ساخت فرهنگ جهانی سهیم شویم. دکتر رهدار که انتظارش از جریان روشنفکری نگاهی واقع بینانه بود با ذکر این مطلب که در عصر انقلاب اسلامی ترس و نفرت از غرب مفهومی ندارد و شرایط ما نسبت به غرب یک مفهوم هژمونیک را تداعی می کند استقلال نظام اسلامی از غرب را موهبتی ستودنی دانست و در ادامه تصریح کرد. امروزه ترس غرب از نظام اسلامی ما بسیار زیاد است زیرا آنان نظریه شیعه هراسی را مطرح می کند و آن بدین دلیل است که مذهب تشیع دارای انرژی و مولفه هایی است که می تواند پایان تاریخ در اندیشه های اومانیستی را رقم زند.
پایان بخش برنامه مناظره ، پاسخ گویی به پرسش ها و شبهات دانشجویان در رابطه با موضوع مطروحه بود.

/ 0 نظر / 19 بازدید